سيد محمد كمره اى

891

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بعد عصر ننه اسماعيل دو هزار گرفته با يك كاسه آش به جهت اسماعيل به مريضخانه برد . جمال را هم با سه من آرد همراه برد . من هم در خانه بوده ، آقا ميرزا حبيب الله خان پستخانه با دو من كشمش سبز شاهرودى كه پست براى من خواسته بود آمد ، قيمتش را پرسيدم ، گفت هنوز صورت نيامده . ترس از خطرات وثوق الدوله در بين صحبت بوديم آقا شيخ مهدى تبريزى آمده تا مقارن غروب صحبت مىكرديم . بتول و احمد هم از خانه دايىشان آمده ، ننه اسماعيل هم آمد . بعد آقايان رفته ، آقا ميرزا اسماعيل خان سعادت آمده ، قدرى از اين‌كه محكمه داير نيست و خيال شركت با يك طبيبى در پاى قاپق دارم و اين‌كه مجمع دمكرات تشكيليون دو سه شب قبل مرا دعوت و [ در ] خيال كميته انتخاب نمودن هستند و من صورتا ضديت نكردم از ترس خطرات از وثوق الدوله . بعد تا ساعت دو و نيم از شب ، ايشان هم رفته ، شام چلو و خورشت كنگر و آش و تخم‌مرغ با بچه‌ها خورده ، خوابيديم . [ خاطرات ماه 13 قمرى ] شنبه يازدهم رجب . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفته من هم مشغول ترتيب نوشته‌جات و كاغذهاى سال گذشته شده تا وقت ظهر زن آقا سيد جليل هم آمد . ناهار من و بتول و ننه اسماعيل و زن آقا سيد جليل باهم نان ، پنير ، سبزى و آش خورده . بعد چايى . از طرف پهلوى آدمى آمد كه سه بعد از ظهر منتظرم . قول دادم . بعد مادر لله آمد ؛ قدرى ناله از بقاى پسرهايش در حبس و بىمخارجى . از خداوند فناى رژيم ظالمه حاليه را خواستم . بعد بيرون آمده ، چاپارخانه رفته ، پهلوى رفته بود كه مراجعت نمايد . بعد به خانه استومپ رفته ، وعدهء دو از شب رفته را نمودم . مراجعت به چاپارخانه . در ادامهء مناقشه نصرت الدوله و پهلوى يك به غروب پهلوى آمد و اظهار نمود كه وزارت عدليه انفصال مرا از وزير پست خواسته ، وزير هم جواب داده كه موافق قانون نيست ، يا ويستادهل را هم منفصل نماييد يا همين قسم محاكمه نماييد . حال در 25 شهر به محكمه جنايى احضارم نموده‌اند . من هم حاضرم كه به حبس بروم اما كاغذ رفع سوءظن از